• نوای مردم، برای مردم
  • About People and For People
  • اولین سایت خبری مستقل شهرستان سنندج
  • Navayeabidar Local News Portal
تاریخ انتشار : چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 / 06:39   کد خبر : 5560   گروه : فرهنگ و هنر
به مناسبت روز پاسداشت زبان پارسی و بزرگداشت فردوسی پاکزاد :

میهن از دیدگاه حکیم ابوالقاسم فردوسی

یکی از شعرای بزرگ ایرانی که در سطح جهانی هم شهرت دارد، حکیم ابوالقاسم فردوسی است که دارای اشعار معروف زیادی است. از جمله شعرهای فردوسی که مورد استقبال همه هستند، اشعار میهن پرستانه او هستند که پر از شکوه و عظمت هستند. در مورد شعرهای دیگر از فردوسی با مضامین دیگر هم باید صحبت کرد و بخصوص در مورد نبرد های حماسی ایران و توران.

یکی از شعرای بزرگ ایرانی که در سطح جهانی هم شهرت دارد، حکیم ابوالقاسم فردوسی است که دارای اشعار معروف زیادی است. از جمله شعرهای فردوسی که مورد استقبال همه هستند، اشعار میهن پرستانه او هستند که پر از شکوه و عظمت هستند. در مورد شعرهای دیگر از فردوسی با مضامین دیگر هم باید صحبت کرد و بخصوص در مورد نبرد های حماسی ایران و توران.

به اهتمام گروه نوای آبیدر ، یکی از شعرای بزرگ ایرانی که در سطح جهانی هم شهرت دارد، حکیم ابوالقاسم فردوسی است که دارای اشعار معروف زیادی است. از جمله شعرهای فردوسی که مورد استقبال همه هستند، اشعار میهن پرستانه او هستند که پر از شکوه و عظمت هستند. در مورد شعرهای دیگر از فردوسی با مضامین دیگر ،بخصوص در مورد نبرد های حماسی ایران و توران هم باید صحبت کرد.

 

نمونه شعری در وصف وطن عزیزمان ایران

 

ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست ِ منست
 

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندادند شیر ژیان را بکس
 

همه یکدلانند یزدان شناس

به نیکی ندارند از بد هراس
 

چنین گفت موبد که مرد بنام

به از زنده دشمن بر او شاد کام
 

اگر کُشت خواهد تو را روزگار

چه نیکو تر از مرگ در کار زار
 

همه روی یکسر بجنگ آوریم

جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
 

چو ایران نباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
 

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم
 

دریغ است ایران که ویران شود

کنام پلنگان و شیران شود

 

بیوگرافی کامل فردوسی پاکزاد

ابوالقاسم فردوسی طوسی متولد سال ۳۲۹ هجری قمری در طوس است و در سال ۴۱۶ هجری قمری نیز در طوس خراسان درگذشته است. این شاعر حماسه‌سرای ایرانی و صاحب اثر مشهور شاهنامه، یکی از معروف ترین شعرای قدیمی و کلاسیک ایرانی است. برخی ها او را بزرگ‌ترین سراینده پارسی‌گو معرفی کرده اند که دارای شهرت جهانی است.

القاب فردوسی حکیم سخن و حکیم طوس هستند. محققانی که در مورد این شاعر پژوهش هایی را انجام داده اند، معتقدند که سرودن شاهنامه بر پایه شاهنامه ابومنصوری از زمان سی سالگی فردوسی صورت گرفته است. تنها سروده‌ای که مشخص شده از اوست، خود شاهنامه است. گفتنی ا ست که شاهنامه مشهورترین اثر فردوسی به شمار می رود و یکی از بزرگ‌ترین نوشته‌های ادبیات کهن پارسی محسوب می شود.

فردوسی سرودن شاهنامه را در ۳۸۴ ه‍.ق، یعنی سه سال پیش از برتخت‌نشستن محمود، به‌پایان رساند و در تاریخ ۲۵ اسفند ۴۰۰ ه‍.ق مصادف با ۸ مارس ۱۰۱۰ م، در سن هفتاد و یک سالگی، ویرایش دوم این اثر را به انجام رساند. باید گفت که سروده‌های دیگری هم به فردوسی نسبت داده شده‌اند، که باید بدانید بیشتر این سروده ها بی‌پایه و اساس هستند. معروف ترین آن‌ها یک مثنوی‌ به نام یوسف و زلیخا است.

سروده دیگری که متعلق به فردوسی دانسته شده، یک هجونامه‌ در نکوهش سلطان محمود غزنوی است. برابر کتابشناسی فردوسی و شاهنامه، گردآوری ایرج افشار، با باحتساب سروده‌های منسوب به فردوسی از قبیل یوسف و زلیخا تا سال ۱۳۸۵، تعداد ۵۹۴۲ اثر گوناگون در این سال‌ها به نگارش درآورده است.

فردوسی دهقان و دهقان‌زاده بود. او آغاز زندگی را در روزگار سامانیان و هم‌زمان با جنبش استقلال‌خواهی و هویت‌طلبی در میان ایرانیان سپری کرد. شاهان سامانی با پشتیبانی از زبان فارسی، عصری درخشان را برای پرورش زبان و اندیشهٔ ایرانی آماده ساختند و فردوسی در هنر سخنوری آشکارا وامدار گذشتگان خویش و همهٔ آنانی است که در سده‌های سوم و چهارم هجری، زبان فارسی را به اوج رساندند و او با بهره‌گیری از آن سرمایه، توانست مطالب خود را چنین درخشان بپردازد.

در نگاهی کلی دربارهٔ دانش و آموخته‌های فردوسی می‌توان گفت او زبان عربی می‌دانست، اما در نثر و نظم عرب چیرگی نداشت. او پهلوی‌خوانی را به‌طور روان و پیشرفته نمی‌دانست، اما به‌گونهٔ مقدماتی مفهوم آن را دریافت می‌کرد. به‌هرروی، در شاهنامه هیچ نشانه‌ای دربارهٔ پهلوی‌دانی او نیست.

در «پیشگفتار بایسنقری» نام فردوسی با «حکیم» همراه است، که از دید برخی اشاره به حکمت خسروانی دارد. فردوسی در شاهنامه، فرهنگ ایران پیش از اسلام را با فرهنگ ایران پس از اسلام پیوند داده‌است. از شاهنامه برمی‌آید که فردوسی از آیین‌های ایران باستان مانند زروانی، مهرپرستی و مزدیسنا اثر پذیرفته، هرچند برخی پژوهشگران سرچشمهٔ این اثرپذیری‌ها را منابع کار فردوسی می‌دانند، که او به آن‌ها بسیار وفادار بوده‌است.

همچنین، وی به‌سبب خاستگاه دهقانی، با فرهنگ و آیین‌های باستانی ایران آشنایی داشت و پس از آن نیز بر دامنهٔ این آگاهی‌ها افزود، به‌گونه‌ای‌که این دانسته‌ها، جهان‌بینی شعری او را بنیان ریخت.

آنچه که فردوسی به آن می‌پرداخت، جدای از جنبهٔ شعری، دانشورانه نیز بود؛ او افسانه ننوشت. او زاییدهٔ روزگار خردورزی دوران سامانیان است. در این دوران، زمینه برای اوج این خردورزی و دانش‌مداری در شاهنامهٔ فردوسی آماده شد. فردوسی خرد را سرچشمه و سرمایهٔ تمام خوبی‌ها می‌داند. او بر این باور است که آدمی با خرد، نیک و بد را از یکدیگر بازمی‌شناسد و از این راه به نیک‌بختی این جهان و رستگاری آن جهان می‌رسد.

فردوسی با ریزبینی، منابع خود — که بیشترینِ آن‌ها شاهنامهٔ ابومنصوری بود — را بررسی می‌کرد. او افزون بر دانش‌های روزگار و خوانده‌های بسیار، مردی ژرف‌نگر، آزاداندیش، تیزبین و نکته‌سنج در رویدادهای گذشته و حال بود.

فردوسی در شمار آن شاعران نه‌چندان پرشمار در زبان پارسی است که نجابت گفتار و پاکی سخن او آلوده نشده و حتی واژه‌ای که زننده و ناسزا باشد، از او سر نزده‌است. او توانست از میان انبوه دانسته‌هایی که در دسترس داشت، مطالبی را گزیده و گردآوری کند که در یاد ایرانیان، ترکان و هندیان زنده بماند.

 

انتهای پیام/

برچسب هـا :

نظرات بینندگان :

      اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت نوای آبیدر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

-->