• نوای مردم، برای مردم
  • About People and For People
  • اولین سایت خبری مستقل شهرستان سنندج
  • Navayeabidar Local News Portal
تاریخ انتشار : شنبه 21 اردیبهشت 1398 / 07:51   کد خبر : 5552   گروه : پزشکی

 آسیب شناسی بیماران ترا جنسیتی  T.S، خلا قوانین و رویکردها در پسا بحران

همواره در هر عصري فرايندهاي رفتاري خاص و بيماري هاي جسمي و رواني مسير طولاني و سختي را براي پذيرفته شدن و شناخت در جامعه طي مي کنند که اين روند در خصوص بيماري هاي رواني هميشه مقاومت بيشتري را از سوي جامعه در بردارد

همواره در هر عصري فرايندهاي رفتاري خاص و بيماري هاي جسمي و رواني مسير طولاني و سختي را براي پذيرفته شدن و شناخت در جامعه طي مي کنند که اين روند در خصوص بيماري هاي رواني هميشه مقاومت بيشتري را از سوي جامعه در بردارد

به گزارش نوای آبیدر، همواره در هر عصري فرايندهاي رفتاري خاص و بيماري هاي جسمي و رواني مسير طولاني و سختي را براي پذيرفته شدن و شناخت در جامعه طي مي کنند که اين روند در خصوص بيماري هاي رواني هميشه مقاومت بيشتري را از سوي جامعه در بردارد با اين توضيح که دانشمندان و روان شناساني که تفکرات نويني را درخصوص کشف پديده هاي جديد ارائه داده اند بدوا مورد انتقاد و ايراد واقع شده و با هجمه انتقادات مواجه شدند، اما اين افراد با شناخت هدف و داشتن انگيزه بالا به اثبات خود و نظريه خود پرداخته و سد انتقادي را شکستند.

با اين توصيفات بايد گفت بيمارهايي که در جامعه ما حالت نوظهور و ناشناخته دارند، با توجه به تفکرات سنتي و نيز ضعف سازمان هاي تبليغاتي و حمايتي اين جوامع در خصوص آگاهي بخشي به مردم براي آشنايي با اين عوارض و حمايت از بيماران روند شناخته شدن آن طولاني بوده که عوارض آن دامنگير افرادي مي شود که به اين بيماري ها مبتلا مي باشند.

ترنس سکشوال يک بيماري هورموني مي باشد که فرد علائم ظاهري يک جنس و تمايلات دروني و ترشحات هورموني جنس مخالف را با خود به همراه دارد و وجود اين تعارض مداوم دروني در فرد که در سنين بلوغ و بعد از آن نمود بيشتري پيدا مي کندسبب مي گردد تا براي حل تعارض دروني اقدام به مقابله و مبارزه اي تکراري و روزمره با خانواده، همسالان، آشنايان، اهالي محل و در سطحي بالاتر مردم جامعه بنمايد و بدليل شناخته نبودن اين بيماري در بين اکثريت عوام و حتي برخي از تحصيل کرده ها در مقاطع مختلف علمي تلاش افراد مبتلا به اين بيماري و فشار وارده به آنها دوچندان شود.

شیوع این بیماری در جامعه در کشور ایران بررسی نشده، ولی در آخرین بررسی انجام شده در کشور هلند بدین صورت بوده که در مردان ۱ در ۱۱۹۰۰ و در زنان ۱ در ۳۰۴۰۰ بوده است. یعنی در مردان نزدیک به ۳ برابر شایعتر از زنان است. و همچنین بیماری به نسبت شایعی محسوب میشود.

تشخیص این بیماری معمولا توسط خود بیمار انجام میگیرد و فرد درحالی که ظاهرا سالم است ولی تمایلات شدید رفتاری مطابق با جنس مخالف خود را دارد. و لازم است این علامت بطور مداوم و حداقل برای ۲ سال طول کشیده باشد. بدین معنی که مثلا فرد مردی است که رفتاری کاملا زنانه، و با تمایلات جنسی با گرایش به مردان به گونه ای که خود را زن میداند و تمایل شدید به پوشیدن لباس زنانه، آرایش زنانه و در نهایت در صورت امکان تصمیم و اقدام به تغییر جنسیت خود میکنند. برای درک شرایط روحی این بیماران فرض کنید فردی که ظاهرا مرد است ولی از نظر روحی احساس کاملا زنانه دارد؛ بدین معنی که با پوشیدن کت وشلوار باعث ناراحتی و بیقراری وی میگردد. او شدیدا تمایل به پوشیدن لباس باز و دامن در میهمانی ها و پوشیدن مانتو در جامعه دارد ولی امکان آن را ندارد. دیگر اینکه او در محل تحصیل و یا کار، در بین سایر مردان و رابطه نزدیک با آنان زندگی میکند ولی تمایل شدید جنسی نسبت به آنان دارد درحالی که از نظر روحی در بین زنان احساس آرامش و راحتی خواهد کرد ولی اجازه روابط نزدیک با آنان را ندارد. چنین شرایطی باعث میگردد فرد دچار اضطراب و اغتشاش در شرایط روحی فرد گردد.

دربسياري موارد اين مشکلات و معضلات فردي منجر به تبديل و ايجاد يک معضل اجتماعي مي شود بدين ترتيب که عدم حمايت خانواده، دوستان و جامعه که نقش بسيار ضروري و کليدي را دارند منجر به تبديل فرد از يک انسان داراي عارضه هورموني به يک جامعه ستيز مي گردد تا جايي که شکستن هنجارهاي جامعه و عدم پذيرش از سوي جامعه باعث حرکات انتقام جويانه از سوي اين افراد مي شود که عوارض آن يا متوجه جامعه مي شود و يا دامنگير خود شخص بصورت خودکشي، فرار از منزل و … مي شود. حال با اين تفاسير ضرورت رسيدگي به مشکل اين بيماران و بيماراني از اين دست و تلاش در جهت مرتفع نمودن آن وظيفه اي عمومي و همگاني بنظر است و اين عموميت از ساختار حمايتي دولتي و خصوصي گرفته تا افرادي عادي جامعه نيز انتظاري مي رود.

 

لذا در پايان بايد گفت که در بررسي علمي اين بيماري و عوامل تبديل آن به يک معضل يا آسيب اجتماعي مي­توان علل زير را در نظر گرفت :

الف علل فردي

وجود تمايلات بالقوه دروني و باتوجه به تغييرات هورموني فرد را به سمت رفتارهاي دوگانه کشيده و با ايجاد تعارض و درگيريهاي ذهني و قراردادن فرد بيمار برسد و راهي بطور متوالي و مداوم، يک اضطراب و تنش پايدار را به همراه مشکلات ديگر برايش به ارمغان مي آورد که برخي از اين مشکلات عبارتند از:

1-درک نگراني و اضطراب والدين از وجود چنين بيماري در فرزندشان

2-مشاهده و لمس از نزديک تنش هاي ايجاد شده در محيط خانواده بدليل نداشتن درک صحيح از بيماري.

3-احساس انزواي تدريجي و ناديده گرفته شدن و متعاقباً سعي در ايجاد حس مقبوليت در ميان اعضاء خانواده و اطرافيان با تظاهر و انجام اقداماتي که مخالف با طرز تفکر و علائق وي مي باشد.

ب- علل خانوادگي :

1-ضعف والدين (بخصوص پدر خانواده ) در پذيرش و رويارويي با اين مشکل

2-انتخاب سريعترين و پرضايعه ترين راه حل موقت براي فرار ازاين مشکل و شانه خالي کردن از بار مسئوليت طلاق

3-تنها شدن والده پس از طلاق و تقبل بارسنگين مسئوليت زندگي در ابعاد مختلف (اقتصادي، تربيتي فرزند، تحمل بارفشار انتقادي همسايه ها، فاميل و مردم و مقابله با آنها و …) با توجه به بي مسئوليتي پدر خانواده

4-نبودن فرصت کافي و مناسب به جهت درک بيماري و عارضه فرزند به فاصله کمي وقوع يک بحران يا شوک آسيب زا تحت عنوان طلاق که منجر به تخريب و تضعيف کانون گرم خانواده اي مي شود که مي بايست نقش محوري اولين و مهمترين و نخستين نهاد و جايگاه جامعه پذيري فرد را ايفاء نمايد به يک محيط ناامن و توأم با استرس مي گردد و اين تفکر و ذهنيت را در مادر بعنوان تنها سرپرست ايجاد مي کند دليل اصلي اين شوک عاطفي وجود فرزند مذکور مي باشد و تلاش صحيح مادر در جهت و تربيت و مراقبت از اين فرزند يک احساس ايثار و فداکاري قوي را مي طلبد و تحقق آن ذهنيت فداشدن يا وقف اين فرزندشان را براي مادر ايجاد مي نمايد.

5- برکارکردي يا کژکاري خانواده در زمينه پرورش فرزند بدليل عدم فرصت و دقت کافي براي تک والد زير خانواده معنا و کارکرد اصلي خود را با وقوع ازدست داده است .

6-عدم مراجعه به يک روانپژشک و لزوماً عدم درک اين قضيه توسط والدين با توجه به آگاهي يافتن از مشکل فرزندشان يا تلاش در جهت استفاده از مکانيزم انکار توسط مادر و سعي در کتمان ذهني و علمي اين مشکل

ج- علل اجتماعي

درتبديل يک فرد بيمار به يک مشکل يا معضل اجتماعي که افراد ديگر را نيز به چالش بکشاند نمي توان نقش بسيار مهم و رئوف جامعه را ناديده گرفت که برخي از اين موارد ذيل مي آيد:

1-حرفه اي با افراد جامعه را به نحو احسن انجام دهد بدون آشنايي با مسائل روزمره امکان پذير نمي باشد.

2-توسعه و تقويت سازمانهاي حمايتي دولتي (بهزيستي ) و بدليل اينکه سازمان بهزيستي با تعدد شرح وظايف در ساختار حمايتي اش (کودکان بي سرپرست، زنان سرپرست خانوار، مستمري بگيران، ناتوانان جسمي و ذهني و…) نمي تواند نقش خيلي مؤفق و چشمگيري را در حمايت از اقشار آسيب ديده ايفاء نمايند نياز به مشارکت و مدد ديگر سازمانها مؤسسات دارد .

3-ضرورت اطلاع رساني و آگاهي بخشي به آحاد مردم و قشر عامه جامعه و حتي خانواده هاي اين افراد از طريق صدا و سيما با امکانات سمعي و بصري اي فراواني که در اختيار دارند، راديو، مطبوعات و جرايد و نشريات امري انکارناپذير بنظر مي رسد که مي تواند نقش بسيار مهم و کليد در اين رابطه ايفاء نمايد و دراين راستا بايد به اين نکته توجه داشت که طرح نشدن يک مشکل و چهره اي تابووار ساختن از آن دليلي بر عدم وجود آن نمي گردد و کتمان کردن يک مسأله موجب تبديل آن به بحران يا يک آسيب بزرگ مي شود.

شناخت سازمانهاي خيريه اي که مسئوليت حمايت از چنين افرادي را برعهده مي گيرند و شناساندن و معرفي آنها به مردم و خيرين در جهت کمک و به بيماران در جهت استفاده از امکانات .

1-برنامه ريزي در جهت آموزش دبيران، معلمان و احياء اساتيدي که با اين قضيه آشنايي ندارند در يک بعد و در بعد ديگر آموزش دانش آموزان و دانشجويان جهت شناخت و برخورد صحيح .

آسيب شناسي نارضايتي جنسيتي:

ترنس سکشوال به گروهي از مبتلايان به اختلال هويت جنسي گفته مي شود که پيوسته درصدد کسب خصوصيات ظاهري و آناتوميک جنسي مخالف خود و رهايي از خصوصيات جنسي آناتوميک خود هستند. کسي که اين اختلال را دارد، احساس مي کند که بايد جنسيت ديگري داشته باشد: «يک روح زنانه در بدن يک مرد.» نارضايتي جنسي زن به مرد، زني است که احساس مي کند گويي او مردي است که در کالبد زن گرفتار شده و شديداً دوست دارد ويژگي هاي مردانه را کسب کند و علاقه مند زندگي کردن به سبک مردانه است. نارضايتي جنسيتي مرد به زن، مردي است که احساس مي کند گويي او زني است که در کالبد مرد گرفتار شده است.

بسیاری از بیماران در طول زندگي خود، نوعي از اختلال شخصيتي را نشان داده، ولي در برخي از آنها زندگي باثبات نيز ديده مي شود. آنها معمولاً از ظاهر دستگاه تناسلي خود منزجرند و تصور اينکه مجبورند تمامي عمر خود را در اين بدن بمانند آنها را غمگين، نااميد، ناراحت و خشمگين مي کند. افسردگي اين بيماران زمينه ساز اقدام آنها به خودکشي را به عنوان تنها راه رهايي از اين شرايط دشوار مهيا مي سازد.

جنسیت به طور طبيعي در حدود 18 ماهگي شکل مي گيردطفل مي داند که يک پسر بوده و از دختر متفاوت است و شروع به يادگيري سرگرمي ها و رفتارهاي مردانه کرده و آنها را انجام مي دهد. شروع اين حالت از آغاز تثبيت زبان است. چنين رشدي در خلا صورت نگرفته و به شدت توسط والدين و جامعه تقويت مي شود اما اين فرآيند طبيعي که در اکثر موارد با موفقيت طي مي شود در پاره يي موارد مسير متفاوتي را مي گذراند، به طوري که کودک در مورد تعلق خود به يکي از دو جنس دچار ترديد شده يا کاملاً خود را متعلق به جنس مخالف جنسيت بيولوژيک خود مي داند. چنين وضعيتي معمولاً با رشد کودک ادامه مي يابد اما بر حسب شدت احساس تعلق کودک به جنس مخالف، واکنش هاي خانواده و محيط نسبت به وضعيت کودک و درمان يا عدم درمان ممکن است تدريجاً فروکش کرده يا از شدت آن کم شود و در مواردي نيز به قوت ادامه يافته و به حداکثر شدت خود يعني تقاضاي فرد براي تغيير مشخصات آناتوميک خود به صورت جنسيتي که فرد خود را متعلق به آن مي داند، برسد.

افراد ترنس در مراحل مختلف زندگي دچار مشکلات عديده مي شوند در محيط خانواده دائماً مورد آزار و اذيت قرار مي گيرند. بررسي ها نشان مي دهد که واکنش تعدادي از والدين در رويارويي با بيماري فرزندان به حدي بود که آنها ترجيح مي دادند فرزندشان بميرد يا خودکشي کند ولي تغيير جنسيت ندهد. در محيط مدرسه اين بيماران از طرف همسالان خود مورد تمسخر قرار گرفته، طرد شده و در پاره يي از موارد مورد آزار جسمي و جنسي قرار گرفته اند. مسوولان مدرسه به دليل ناآگاهي از بيماري به اين افراد انگ منحرف زده و در پاره يي از موارد به محروميت آنها از تحصيل منجر مي شد. چنين شرايطي امکان رشد اجتماعي اين بيماران را دچار مشکل مي ساخت.

در اجتماع هم اين افراد مورد تمسخر و سوءرفتار جسمي و جنسي قرار مي گيرند. بسياري از اين بيماران از حضور در اجتماع دوري مي کنند. امکان ادامه تحصيل آنها در مقاطع بالاتر خصوصاً دانشگاه ها بسيار دشوار است. از سويي اين بيماران به دليل علاقه مندي به مشاغل جنس مخالف خود در پيدا کردن شغل موردنظر دچار مشکل هستند.

امام خميني(ره) وضعيت احکام شرعي اين افراد را طي استفتاي انجام شده و بنابر نظر ايشان مبني بر «مترتب بودن روح بر جسم» اعلام کند. پس از شرايط پيش آمده امکان درمان جراحي اين بيماران بعد از مراجعه آنها به پزشکي قانوني کشور و بررسي هاي تشخيصي لازم و اخذ مجوز با تشخيص اختلال هويت جنسي و ترانس سکسواليسم را ميسر ساخت. از اواخر سال 1379 کميته کشوري «ساماندهي مبتلايان به اختلال هويت جنسي» رسماً کار خود را آغاز کرد. مسووليت کميته حمايتي طرح به دفتر امور آسيب ديدگان اجتماعي سازمان بهزيستي سپرده شد. طرح ساماندهي و حمايت از بيماران ترنس اززمستان سال 1380 در مرکز مداخله در بحران هاي اجتماعي شهيد نواب صفوي آغاز شد و امروزه به عنوان تنها مرکز در کشورمان به همين منظور فعاليت دارد.

در کشور ما یکی از نکات ارزشمند برای تراجنسی ها آن است که مسئولان خیلی زود وجود چنین جمعیتی را به رسمیت شناختند و به آنها توجه کردند و توجه هم می کنند اما این توجه باید بیشتر باشد. در تمام دنیا حتی در کشورهای اروپایی قبولاندن این قشرکوچک به قشر بزرگ جامعه بسیار دشوار بوده و تراجنسی ها همیشه با یک مقاومت خیلی مهم در همه جای دنیا رو به رو بوده اند. در جامعه ی ایران اما طی 15-10 سال اخیر که آگاهی رسانی در این مورد بیشتر شده تراجنسی ها وضعیت به مراتب بهتری را تجربه کرده اند. دست کم اینکه این افراد امروز با پدر و مادرهایشان نزد پزشک می آیند . 15 سال پیش از این، این بندگان بی گناه خدا تنها و از گوشه و کنار کشور می آمدند. با این وجود تراجنسی ها هنوز هم به راحتی در جامعه قابل پذیرش نیستند و به خصوص برای دستیابی به شغل به منظور تامین زندگی شان مشکل دارند. امید است با آگاهی رسانی هرچه بیشتر درهای زندگی راحت تر اجتماعی به روی این افراد باز شود. هر چه جامعه آگاه تر باشد و مردم به این شناخت برسند که افراد تراجنسی هم انسانند اما یک تناقض کامل بین روح و روان و جسمشان وجود دارد، این افراد می توانند راحت تر زندگی کنند.

 

به قلم دیاکو یزدان پرست (حقوقدان کیفری و مدرس دانشگاه)

 

برچسب هـا :

نظرات بینندگان :

      اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت نوای آبیدر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

-->