• نوای مردم، برای مردم
  • About People and For People
  • اولین سایت خبری مستقل شهرستان سنندج
  • Navayeabidar Local News Portal
تاریخ انتشار : سه شنبه 27 آذر 1397 / 08:11   کد خبر : 5548   گروه : اجتماعی
مصاحبه اختصاصی با یکی از بهبود یافتگان اعتیاد در سنندج :

اعتیاد بانوان در سنندج و آسیب های آن

متاسفانه امروز در بهبوهه ی فریاد مدرنیته و حقوق بشر و موارد شبیه به آن ، در اوج فضای تبادل اطلاعات و همچنین رسیدن پیام ها به گوش جهانیان ، شاهد افزایش مساله ی اعتیاد بوده ایم ، هرچه از بدی های اعتیاد گفتیم و نوشتیم فایده ای نداشت و سرانجام با افزایش آمار اعتیاد بانوان نیز مواجه شدیم ، مساله ای که از سال 1394 در سنندج تبدیل به یک آسیب اجتماعی قرمز همراه با تبعات فراوان است.

متاسفانه امروز در بهبوهه ی فریاد مدرنیته و حقوق بشر و موارد شبیه به آن ، در اوج فضای تبادل اطلاعات و همچنین رسیدن پیام ها به گوش جهانیان ، شاهد افزایش مساله ی اعتیاد بوده ایم ، هرچه از بدی های اعتیاد گفتیم و نوشتیم فایده ای نداشت و سرانجام با افزایش آمار اعتیاد بانوان نیز مواجه شدیم ، مساله ای که از سال 1394 در سنندج تبدیل به یک آسیب اجتماعی قرمز همراه با تبعات فراوان است.

به گزارش نوای آبیدر،متاسفانه امروز در بهبوهه ی فریاد مدرنیته و حقوق بشر و موارد شبیه به آن ، در اوج فضای تبادل اطلاعات و همچنین رسیدن پیام ها به گوش جهانیان ، شاهد افزایش مساله ی اعتیاد بوده ایم ، هرچه از بدی های اعتیاد گفتیم و نوشتیم فایده ای نداشت و سرانجام با افزایش آمار اعتیاد بانوان نیز مواجه شدیم ، مساله ای که از سال 1394 در سنندج تبدیل به یک آسیب اجتماعی قرمز همراه با تبعات فراوان است. در همین راستا به گفتگو با یک بانوی با اراده می نشینیم که توانسه است به تنهایی شروع به پاکی را اغاز کند و بالاخره با کمک نهاد هایی چون کمیته امداد امام خمینی(ره) امروز دوباره اعتبار و روحیه و زندگی را بدست آورد.


1.خودتان را معرفی کنید.


پ. شیخ اسماعیلی هستم، متولد 1353 از سنندج، البته من یک تاریخ تولد دوم نیز دارم که تاریخ پاک شدن و تولد دوباره ی من است 18 مرداد 1393، که سالروز دوم را اغلب جشن میگیرم.
اولین سالی که شروع به مصرف مواد مخدر کردم در سال 1387 بود ابتدا تریاک را مصرف کردم که این مساله به همراهی با همسر سابقم بود. بعد از مدتی مواد دیگری وارد بازار شد، که تنها با یک بار کشیدن نیز کاملا اعتیاد زا بود،بنا بر کنجکاوی به سمت آن نیز کشیده شدم.پس از به زندان افتادن همسر سابقم بعد از 19 سال از وی جدا شدم، چرا که عامل اصلی روی آوردن من به اعتیاد او بود. 3 فرزند دارم 2 دختر و یک پسر که بزرگترین آنها متولد 1370 است، زندگی اسف باری که داشتم باعث شده بود خانواده و مهر و محبت شان را نیز از دست بدهم، دیری نپایید که خود را در انبوه مشکلات و همهمه ی شهر سنندج تنها یافتم.این مساله ی اعتیاد تا سال 1393 ادامه پیدا کرد تا اینکه یک روز با یک اتفاق درونی در من، این انقلاب ایجاد شد و من توانستم ترک کنم.امروز که با شما صحبت میکنم 4 سال و 6 ماه است که پاک هستم و به لطف حق تعالی دوباره گوی سبقت را از زیبایی های زندگی ربودم.

2. آن حادثه ای که باعث شد اعتیاد را ترک کنید چه بود؟ در مورد تولدی دوباره برای ما توضیح بدهید.


من در این مسیر اعتیاد، اعتبار و عزت و حرمت زن بودن خود را از دست داده بودم، دیگر از زندگی سیر شده بودم، چه شب ها که تاصبح از درد و رنج های متعدد چشم بر هم نتوانستم بگذارم، بله دوران و تجربه بسیار تلخی بود، حتی فرزندانم دیگر مرا قبول نداشتند و ترکم کرده بودند، من در آن غروب گرم تابستانی 18 مرداد، خدا را در وجودم دوباره حس کردم، آنقدر زجر کشیده بودم که دیگر چیزی برایم اهمیت نداشت. اما در قلب خودم کورسوی امیدی دیدم، روشنایی نوری، به طرفش رفتم، یک دوست خوب و همراه بی نظیر داشتم، که نزدیک به 2 سال در منزلش مهمان بودم، اراده ام برای ترک کردن مواد مخدر را دید و دو چندان کمکم کرد.


سال 1395 با کمیته امداد امام خمینی (ره) آشنا شدم، کمیته ایه تنها از وی نام و کمی توضیحات شنیده بودم، تا اینکه به پیشنهاد دوست خوبم، و به سمت کمیته امداد امام خمینی (ره) راهی شدم.در ابتدا با خودم میگفتم مگر می‌شود سازمانی به من کمک کند تا بتوانم دوباره سرپا بشوم؟ آنهم لابد برای از ما بهتران است، اما دوستم اصرار کرد، گفت برو خیلی افراد قبل از تو رفته اند و نتیجه هم گرفتند.


در کمال ناباوری کمیته امداد امام خمینی (ره) مانند پدری مهربان دست یاری به سمتم دراز کرد و به کمک بنیاد مسکن انقلاب اسلامی برای من خانه ای تهیه کردند.
حتی باورم نمیشد که سقفی بالای سر خودم دارم، 2 سال بود که پاک بودم و کمیته ی امداد امام خمینی (ره) زندگی مرا سراسر جلا بخشید.شاید برایتان جالب باشد که تا قبل از اینکه من پروسه ی ترک اعتیاد را آغاز کنم سنندج مرکز ترک اعتیاد برای بانوان نداشت، بعد از موفقیت و ترک کردن من (بدون کمپ و دارو، صرفا با یاری پروردگار و اراده ای ک داشتم) در سنندج کمپ ناجی تاسیس شد که بانوان دارای اعتیاد در آنجا به ترک اعتیاد مشغول شوند.این مرکز هم اکنون تحت نظارت سازمان بهزیستی است.

3.در حال حاضر، این بانوی موفق و با اراده ی ما، مشغول چه حرفه یا شغلی است؟


تخصص خودم در بخش صنایع دستی و تولیدات چرم دست دوز است، که توانستم مجوز رسمی از سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری را اخذ کنم.
اما در حال حاضر پرستاری خصوصی یک بانوی سالمند را بر عهده دارم که به لطف خدا ماهانه 900هزار تومان درآمد دارم.من در حال حاضر برای تاسیس یک کارگاه صنایع دستی چرم دوزی به یک وام حدودا سی میلیون تومانی نیاز دارم، تنها درخواستی که از دستگاه های اجرایی دارم این است که اگر وام یا حتی خود این دستگاه ها را برای من تهیه کنند و من با آغاز این کار میتوانم حدودا 15 خانم سرپرست خانوار را در این شغل به درآمد برسانم.

4.دقیقا کمیته امداد امام خمینی (ره) و سایر ارگانهای مرتبط چه مقدار کمک مالی یا معنوی به شما داشته اند؟


برای تهیه مسکن اسم نویسی کردم، حتی باورم نمیشد که با درخواست من موافقت کنند، یک خانه زیبا 50 متری در اول شهرک دوشان برایم تهیه کردند، در این میان برای وام هایش به دفتر نماینده محترم ولی فقیه، آقای هاشمی شاهرودی نیز مراجعه کردم، که با ارزیابی شرایط بنده از طرف بیت رهبری به من 5 میلیون تومان وام اعطا کردند، کمیته امداد امام خمینی (ره) نیز 20 میلیون تومان مبلغ اولیه مسکن را نقدا پرداخت کردند که از همین تریبون نهایت سپاس و خیرخواهی را برایشان دارم، 10 میلیون تومان وام باقی مانده را نیز بانک مسکن تدارک دیدند که اجرشان با پروردگار باشد. در این 4 سال و شش ماه همه چیز را دوباره بدست آوردم و بزرگترین پیروزی دنیا غلبه بر خودم بود، درست است چیز هایی از دست دادم اما بسیاری چیزها را نیز بدست آوردم.


5.اگر یک درد دل با خدا داشته باشید، آن درد دل چیست؟


از خدای متعال تقاضا دارم هر چیزی که صحیح و نیک است نه تنها بر سر راه من بلکه بر سر راهه تمامی بانوان این مرز و بوم قرار دهد، تقدیر من طوری بود که خودم را برای هر اتفاقی آماده کنم اما امروز به یاری پروردگار توانستم انسان بهتری باشم.


خدایا از اینکه بنده ات را دوباره قبول کردی متشکرم.

6.در پایان چه توصیه ای برای دختران و بانوان جوان سنندجی و کردستانی دارید که به این مساله اعتیاد گرفتار نشوند؟


چون خودم زن هستم خوب میدانم که قدرت نه گفتن بسیار مهم است، برای هرچیزی و هر کسی جواب مثبت ندهند. هیچ چیز به اندازه زندگی مشترک مهم نیست، توصیه دارم که سطح توقعاتی که دارند را پایین بیاورند. زندگی تشکیل بدهند و مادر باشند به معنای واقعی کلمه مادر باشند. همه چیز را در پول نبینند، در مصرف مواد هیچ آینده و کرامتی نهفته نیست تنها تباهی است و تاریکی، تنها از دست می دهیم و چیزی بدست نمی آوریم. تمرین کنند که به پیشنهادهای بد و شیطانی قاطعانه نه بگویند.

 

انتهای پیام/پ.ش

برچسب هـا :

نظرات بینندگان :

      اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت نوای آبیدر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

-->