• نوای مردم، برای مردم
  • About People and For People
  • اولین سایت خبری مستقل شهرستان سنندج
  • Navayeabidar Local News Portal
تاریخ انتشار : دوشنبه 10 مهر 1396 / 12:48   کد خبر : 5209   گروه : اجتماعی
گزارش/فرشید اردلان

پهلوانی از کوچه پس کوچه های قطارچیان سنندج

شاید از هرکجای این کشور پهناور عبور کنیم و از مردم آن دیار نامی از کردستان به زبان بیاوریم اولین چیزی که در پاسخ خواهیم شنید پهلوان بودن مردم این استان است، این داستان تنها به چندین سال باز نمی گردد بلکه به قرنها قبل که کسانی همچون پهلوان نادر و پهلوانان دیگر  نامی در این دیار داشتند باز می گردد .

شاید از هرکجای این کشور پهناور عبور کنیم و از مردم آن دیار نامی از کردستان به زبان بیاوریم اولین چیزی که در پاسخ خواهیم شنید پهلوان بودن مردم این استان است، این داستان تنها به چندین سال باز نمی گردد بلکه به قرنها قبل که کسانی همچون پهلوان نادر و پهلوانان دیگر نامی در این دیار داشتند باز می گردد .

به گزارش نوای آبیدر، از دوران پهلوان نادر به بعد نام قهرمانان و دلاورمردان زیادی از این خطه که در راستای جوانمردان و رادمردان قرار می گیرند به گوش می رسد و این است که ردای پهلوانی بر پهنای کردستان جولان داده شده است. 

 

در چایخانه ها، زورخانه های شهر و کوچه بازارهای شهر اگر چرخی بزنیم همیشه پهلوانان و کشتی گیران زیادی را در قالب عکس و پوستر می بینیم ولی، هیچگاه بجز یک یا دو نفر، ما بقی توجهی جلب نمی کنند، شاید این بخاطر آن باشد که پهلوانان کردستان هنوز بین نسل های جدید غریبه مانده اند.

 

شاید غریبه ماندن این بزرگمردان به دلیل مشکلات زیاد امروزی جوانان و دغدغه های ذهنی آنان است، پس می طلبد که گه گاهی یادی از پهلوانانی کنیم که تمام زندگی خود را صرف امور خدمت به مردم و ورزش در گودهای زورخانه کرده اند. 

 

اما این داستان زیباست، داستان مردی از کوچه پس کوچه های قطارچیان که هنوز هم داستانهای که برای بچه های آن زمان برای سر گرم کردن آنها می گفت، در بین مردم به عنوان خاطره باقی مانده است، یا همان پیر مرد خوش سیما که تا روز وفاتش هیچگاه پشت قوز نکرد و مغازه اش ملجأ بی پناهان و بی بضاعتان شهر بود. 

 

سال 1287 در شهر سنندج در محله پیر قطار‌چیان در خانه "کاک خدا کرم" چوب تراش پسری به دنیا آمد که پدر به خاطر اعتقادات مذهبی او را محمد نام نهاد، محمد در همان دوران کودکی به واسطه شغل پدرش که نجار بود از 6 سالگی وارد جرگه چوبتراشان شد و شاگردی دکان پدر را لبیگ گفت. 

 

گاهی با پدر به زورخانه می رفت و عاشقانه به تماشای ورزشکاران می نشست و از شنیدن افسانه پهلوانان قدیم می شکفت و دلش در طب و تاب پهلوان شدن پرپر می زد. 

 

عشقش به ورزش چنان شد که در شش سالگی در دکان نجاری پدر با اره، کباده، تخته شنا آشنا و با چکش و میل گرفتن عشق می ورزید که همانا شد عشق به ورزش وی را در ایام نوجوانی به گود زورخانه کشید و در پناه پهلوان احمد لاهورپور، خلیفه ابوالمحمد زهرایی مقدم و دیگر نامدران مراحل کمال را پیمود. 

 

سال ها گذشت کاک محمد هنوز در گود زورخانه های "گیو" و دیگر زورخانه ها به میل گرفتن و چرخ تیز و چمنی و کباده کشی می پرداخت تا بدن خود را در راه آن چیزی که آرزو داشت بسازد و به عشقش که پهلوانی بود دست یابد. 

 

سر انجام با کشتی های که با "احمد تاج همدانی"، "فتح اله معمار نظام کرمانشاهی"، " سید احمد بوجار همدانی" و "اسماعیل کریمی" گرفت نامش بر سر زبانها افتاد و لقب"پهلوان محمد" را گرفت و هما نا شد که او به آرزوی دوران کودکیش رسید. 

 

پهلوان محمد چوب تراش در جلو دکانهای معروف قطارچیان  قهوه خانه ای دایر کرد که جایگاه و مأوای مستمندان و فقیران بود که برای اثبات این موضوع هنوز افرادی بیاد دارند که پهلوان از مستمندان یا کشاورزان آن زمان در فصل زمستان که درآمدی نداشتند به آنها خدمات رایگان ارائه می داد و پول آن را در تابستان از آنها می گرفت، امری که در این برحه زمانه غریبانه مانده است. 

 

او در طول فعالیت ورزشی خود مؤسس چندین زورخانه کم عمر در محلات سنندج بوده است و او تا آخر عمر و در سن 85 سالگی با قامتی پهلوان گونه و باتنی قوی و سالم در گود زورخانه در کنار جوانان ورزش می کرد و انسانی پاک و با تقوا و صالح بود که هیچگاه دل کسی را نیازرد و مهربان بود.

 

از پهلوان محمد چوب تراش خاطرات زیادی هست که هنوز سینه به سینه میان مردم رواج دارد و هنوز بازگو می شود. 

 

پهلوان محمد از دوستان و یاران نزدیک پهلوان عزیز رحمانی بود که بارها در گود زورخانه در قالب ورزش سرشاخ شده بودند اما با توجه به سن بالاتر کاک محمد چوبتراش، عزیز پهلوان همیشه او را پیشکسوت خود می دانست و به گفته یکی از قدیمی های آن دوره زمانی که می خواستند برای کسی در گود ظربی بگیرند برای کسب اجازه به پیش عزیز می رفتند تا او اجازه صادر کند و او همیشه در جواب این سئوال پاسخ می داد، درست است که امروز من پهلوان شهر هستم ولی پهلوان محمد چوب تراش از من بزرگتر و پیشکسوت در این رشته است باید اول او رخصت دهد که این احترام ها و حرمت ها بود که هنوز نام پهلوانان این دیار را زنده نگه داشته است. 

 

گزارش از فرشید اردلان خبرنگار ایسنای کردستان 

 

انتهای پیام/

Navayeabidar Telegram Channel


برچسب هـا :

پهلوان محمد پهلوانان سنندج جوانمردان شهر سنندج ورزش پهلوانی

نظرات بینندگان :

      اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت نوای آبیدر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

-->