• نوای مردم، برای مردم
  • About People and For People
  • اولین سایت خبری مستقل شهرستان سنندج
  • Navayeabidar Local News Portal
تاریخ انتشار : شنبه 13 آذر 1395 / 22:11   کد خبر : 4396   گروه : ورزشی
چیا فوادی در گفت و گو با بیانی:

آرزو داشتم مجری تلویزیون شوم/رشد فوتبالیست‌های مطرح سنندجی در فضایی تاریک/شاهد خبرنگاران کارت هدیه‌ای هستیم

هفته نامه بیانی چاپ سنندج در شماره جدید خود با چیا فوادی روزنامه نگار و ورزشی نویس سنندجی مطرح کشور به بهانه انتخاب وی از سوی فیفا برای انتخاب بهترین های فوتبال جهان مصاحبه ای انجام داده است.

هفته نامه بیانی چاپ سنندج در شماره جدید خود با چیا فوادی روزنامه نگار و ورزشی نویس سنندجی مطرح کشور به بهانه انتخاب وی از سوی فیفا برای انتخاب بهترین های فوتبال جهان مصاحبه ای انجام داده است.

به گزارش نوای آبیدر، مدتها دنبال بهانه و فرصتی مناسب برای یک مصاحبه صمیمی با موفق ترین خبرنگار کردستانی بودم که درحال حاضر، نامش در فهرست برترینهای ایران می درخشد. 'چیا فوادی' خبرنگار جوان و توانمند کردستانی که در فهرست نمایندگان دعوت شده به فیفا ، برای انتخاب برترینهای سال 2016 میلادی قرار گرفته است. به بهانه این انتخاب شایسته و غرورآفرین او به دعوت ما برای مصاحبه پاسخ مثبت داد تا در نهایت این گپ صمیمی ، در یک روز سرد و پرمشغله پاییزی اتفاق بیفتد. گفت و گو با یکی از رای دهندگان به برترین های سال فوتبال جهان را بخوانید:


**چیا فوادی را برای مردم زادگاهت معرفی کن و برایمان بگو این عشق به نوشتن در وجودت از کجا آغاز شد ؟


متولد اردیبهشت 61 هستم در سنندج، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی عمران از دانشگاه خواجه نصیرالدین طوسی تهران. بخش دوم سوال شما خیلی کلی است و شاید نشود پاسخ داد که دقیقا این عشق از کجا شروع شده است. مطمئنا در دوران کودکی و دبستان این حس می جوشد. من آن زمان خیلی علاقه مند به رسانه بودم. تلویزیون زیاد می دیدم، رادیو زیاد گوش می کردم، همیشه محو دکه های روزنامه فروشی بودم. این اتفاق البته ممکن است برای بسیاری از بچه های نسل ما افتاده باشد. شاید یکی از آرزوهایم این بود که بتوانم یک روزنامه نگار بشوم یا مجری تلویزیونی یا حتی گزارشگر فوتبال. اما همان زمانها راهی نبود جز اینکه یا دکتر بشویم یا مهندس، آن هم در منطقه محرومی مثل استان کردستان که دیگر همه پدر و مادرها امیدشان به این بود که بچه شان در کنکور قبول بشود با رتبه خوب و رشته خوب.


**پس از همان دوره دبستان عشق به نوشتن داشتی...


آن زمان مثل الان نبود. بچه های الان مثل ما نیستند. مثلا عشق به سینما، فوتبال و نوشتن را به صورت همزمان شاید در کمتر بچه های این دوره و زمانه پیدا کرد. ما در اصطلاح بچه های نسل تلویزیون و روزنامه هستیم. شاید الان کمتر کسی را پیدا کنید که برای خریدن هفته نامه و یا مجله مورد علاقه اش پول پس انداز کند. البته این روزها دیگر با حضور اینترنت و فضای مجازی همه چیز عوض شده است. اما در دوره راهنمایی و بیشتر دبیرستان معلم ها ما را به کتاب خواندن و فیلم دیدن بیشتر تشویق می کردند. البته من در دوران دبستان که در مسابقات انشا آن زمان در سطح استان مقام آوردم، جذب کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان شدم. اتفاقا در سنندج در منطقه فیض آباد قرار داشت والان هم نمی دانم آنجا مانده یا نه، اما در کانون یادم می آید که یک سری مسایل را یاد می گرفتیم. نسبت به خانه ما هم فاصله اش دور بود اما من می رفتم. اتفاقا دقیقا کنار کانون، باشگاه توحید سنندج که تیم فوتبال خوبی هم داشت، فعالیت می کرد و آنجا هم می رفتم و خلاصه کنار کانون، فوتبال هم بازی می کردیم.


**ظاهرا می خواستی فوتبالیست حرفه ای بشوی اما مثل اینکه قسمت نبوده...


خیلی سخت بود تنظیم درس خواندن و فوتبال بازی کردن. واقعا دوران سختی بود. در دوران نوجوانی و جوانی مخصوصا پی گرفتن فوتبال کار سختی بود. سه ماه تابستان فقط می شد رفت پی فوتبال و بعد از آن درس و مدرسه زیاد اجازه نمی داد. اینکه می گویند می شود درس خواند و کنارش فوتبال بازی کرد واقعا به نظرم در حد شعار است.در سنندج هم که هیات فوتبال آن زمان قدرتی نداشت و استعدادیابی هم انجام نمی شد. واقعا من بچه هایی مثل وریا غفوری، برادران نیک نفس، پویا سیف پناهی، امجد شکوه مقام را تحسین می کنم که توانستند در آن فضای بسته و تاریک پیشرفت کنند. ما که درس خواندن را ترجیح می دادیم به فکر این بودیم که بلکه از تیم آموزشگاه مدرسه و شهر و استان بلکه به جایی برسیم که چون رقابتهای آموزشگاهی استان هم سطحش پایین بود، معمولا از کردستان در اردوهای استعدادیابی کسی انتخاب نمی شد. از فوتبال بازی کردن در کوچه و محلات و مدرسه عشق می کردیم و روزنامه می خواندیم و فوتبال می دیدیم. به قول پدرم همه علی دایی نمی شوند که در دانشگاه شریف به صورت تصادفی بازی اش را ببینند و بعد سر از تیم تاکسی رانی تهران و بانک تجارت دربیاورد و بعد هم بشود علی دایی


**شما در زمینه تخصصی رشته تحصیلی ات کار هم کردی؟


یک سالی در یک شرکت عمرانی در شهرک غرب تهران کار می کردم که با حضور تمام وقتم در رسانه دیگر نتوانستم کار را در این شرکت عمرانی ادامه دهم.


**از آغاز فعالیت رسانه ایت بگو در هفته نامه سیروان کردستان با ستون آمپول و مسیری که در این سالها طی شد تا همکاری با نشریات سراسری ، چلچراغ و همین طور به برنامه پرمخاطب نود ختم شد...


فعالیت های رسانه ای ما از دوره دانشگاه شروع شد که من خودم نشریه دانشگاهی منتشر می کردم. در دانشگاه من یک ماهنامه داشتم که موضوعش طنز و کاریکاتور و فکاهی بود. یک جور گل آقای دانشجویی درمی آوردیم که درآمدش هم خیلی خوب بود. بعد با دیگر دوستان روزنامه دانشجویی راه انداختیم. یعنی هر روز عین روزنامه های سراسری در دانشگاه روزنامه درمی آوردیم. اساتید و رئیس و روسا و معاونان دانشگاه حسابی از ما می ترسیدند. از همه چیز هم انتقاد می کردیم. طوری شده بود که بچه ها می می گفتند الان شما از استادی دلتان بخواهد می توانید نمره بگیرید.


**نمره می گرفتید؟


ولله من که در دوره کارشناسی، فکر کنم 24واحدی افتادم. بقیه بچه هایی که با ما کار می کردند همین طور بودند.در هر حال هفته نامه چلچراغ روزنامه و مجله ما را معرفی کرد و باب همکاری با این هفته نامه که الان 15 سال است کار می کند باز شد. زمانی که دوره کارشناسی تمام شد، من سه ماه تابستان را به سنندج برگشتم و همکاری با هفته نامه محلی استان در یک ستون طنز به نام آمپول شروع شد که ستون پرطرفداری شده بود.سال 84 و پس از انتخابات ریاست جمهوری تیم مدیریت و سردبیری روزنامه عوض شد و به همین دلیل همکاری من هم با سیروان قطع شد. البته من تا اواخر پاییز 84 با سیروان کار می کردم. بعد هم به ترتیب در روزنامه ایران ورزشی کار ورزشی نویسی را شروع کردم و بعد روزنامه دنیای فوتبال و چندین روزنامه سراسری هم صفحه ورزشی می آوردم و صفحات ورزشی ام را هم در هفته نامه چلچراغ داشتم.4 سال در فدراسیون فوتبال مدیریت محتوایی سایت فدراسیون فوتبال را انجام می دادم. در سایتهای بین المللی گل و میدان شبکه ورزش هم کار کرده ام.


**ظاهرا در دوران حضور در فدراسیون فوتبال، مدیر رسانه ای تیم ملی هم بوده ای...


یک مقطع کوتاه در دوران سرمربیگری افشین قطبی، بعد دوره سه ساله مدیر رسانه ای تیم ملی نوجوانان و جوانان بودم. مدتی هم مدیررسانه ای تیم ملی فوتبال ساحلی بودم.


**چطور شد که با عادل فردوسی پور و نود کار کردی؟ از همکاری با برنامه نود و عادل فردوسی پور بگو . این همکاری از چه زمانی آغاز شد و در حال حاضر در چه قسمتی از این برنامه پرمخاطب فعالیت می کنی ؟


خب من با عادل فردوسی پور عزیز و دوست داشتنی به صورت پراکنده همکاریهایی در طی سالهای روزنامه نگاری ام داشتم، گاهی اوقات برای آیتم های نود نریشن می نوشتم و در دادن اطلاعات و دیتا نقش داشتم. اما از سال 93 این همکاری رنگ و بوی جدی تری گرفت و عادل خان به من اعتماد کرد و من را به عنوان سردبیر سایت نود انتخاب کرد.


**کار با عادل فردوسی پور چطور است؟


همه چیز را دقیق زیر نظر دارد. هیچ نکته ای نیست که فراموش کند. سخت گیر و در عین حال خوش اخلاق است. از کار کردن کنارش خسته نمی شوید. یک عشق فوتبال به تمام معناست و کلا خستگی ناپذیر و مثل همه عشق فوتبال ها کم خواب است. 


**کلا کارهای فضای مجازی برنامه نود دست تیم سایت برنامه نود است؟ سایت و کانال و اپلیکیشن؟


سایت و کانال تلگرامی بله، تولید محتوایش را تیم سایت نود انجام می دهد. کانال ما حدود 430 هزار نفر عضو دارد. اما اپلیکیشن مربوط به پیش بینی فوتبال کارش ازما جداست و مخصوص پیش بینی رقابتهای لیگ برتر است. البته ما خودمان در حال طراحی یک اپلیکیشن هستیم که به زودی معرفی می شود.


**برسیم به سوالهای درون استانی، عملکرد مطبوعات استان را در حوزه ورزش چگونه تحلیل می کنید ؟ به نظر شما رسانه های فعال در کردستان و ورزشی نویسان محلی توانسته اند نیازهای حوزه ورزش را به صورت قابل قبولی پوشش دهند ؟


ببینید یک ویژگی در ورزشی نویسی وجود دارد که آن تاثیرگذار بودن در هر شرایطی است.شما وقتی درباره یک ورزشکار یا یک مدیر ورزشی یا یک رویداد ورزشی می نویسید، مطمئنا همان ورزشکار یا مدیر مطلب شما را می بینند، مخصوصا اینکه در منطقه محروم مثل استان کردستان باشد. من سالهاست که سنندج نیستم و واقعا فضای مطبوعات استان را نمی دانم، اما مطمئنا بچه های ورزشی نویس در استان هم زحمت می کشند و رویدادهایی را رسانه ای می کنند که شاید اگر این بچه ها نبودند، رسانه ای نمی شد. البته الان فضا عوض شده است تلگرام و سایت و صفحات اینستاگرامی و مجازی آمده اند و فرایند خبررسانی را کلا عوض کرده اند. باور کنید مردم از همین کانال های تلگرامی که در سنندج درست کرده اند اخبار را پیگیری می کنند. نیاز حوزه ورزش پوشش اخبار است. پوشش لحظه به لحظه رویدادهای مختلف ورزشی بر عهده سایت ها و صفحات مجازی است. تحلیل رویدادها می افتد بر عهده هفته نامه ها و مجلات استانی که گزارش بنویسند و تحلیل بنویسند و مصاحبه بگیرند. البته همه این کارها را سایت ها و کانال ها و صفحات مجازی می کنند. کلا فرایند اطلاع رسانی با تلفن های همراه دوربین دار و شهروند خبرنگارها شکل دیگری به خودش گرفته است.


**عملکرد صداوسیمای مرکز کردستان را در حوزه ورزش از لحاظ کیفی در سالهای اخیر چطور ارزیابی می کنید ؟باتوجه به برنامه های در حال تهیه و پخش گروه ورزش ، فکر میکنید استفاده موثری از ظرفیت موجود در صدا و سیما شده است ؟


مطمئنا ایده ال نیست. باز هم می گویم که من در فضا نیستم و شما که در حوزه هستید، بهتر می توانید قضاوت کنید. من اخبار استانی را دیده ام که خبرها را اعلام می کنند و درست مثل روزنامه و سایت برخورد می کنند. بعضی اوقات تصویری به آن صورت ندارند و از تصاویر آرشیوی استفاده می کنند. شنیده ام مسابقات مهم فوتبال داخل استان بعضی وقتها زنده پخش می شود. این یک کار خیلی خوب است و به بازیکنان واقعا انگیزه می دهد. حتی رقابتهای تنیس روی میز که استان پتانسیل ویژه ای درآن دارد و یا رقابتهای بسکتبال که سنندج در آن زمانی یکی از قطب ها بود، باید به صورت زنده پخش شوند. اینها باعث توسعه ورزش می شود. یک بچه خردسال با دیدن این مسابقات، ممکن است علاقه مند شود و بعدا خودش قهرمان کشوری در این رشته شود. تلویزیون رسانه فراگیری است. من برنامه های تحلیلی و مجلات تصویری گروه ورزش را ندیده ام، اما باید این برنامه ها هم در جهت توسعه ورزش گام بردارند. پیگیر وضعیت ساخت ورزشگاهها و زیرساختهای ورزشی شوند. چرا باید در شهرهای مختلف استان، تعداد سفره خانه ها که محل قلیان کشیدن است از اماکن ورزشی بیشتر باشد؟ به نظرم در این حوزه می شود خیلی کارها کرد. مطمئنا کسانی که در برنامه های ورزشی شبکه استانی هستند، خودشان خبره کار هستند و با فضا آشنا هستند و دلسوز ورزش استان کردستان هستند.


با توجه به اینکه رسانه های استان، مخصوصا در حوزه خبرگزاری ها از تحلیل و پیگیری سوژه های چالشی دور شده و فقط به خبر می پردازند ، دلیل این اتفاق را در چه می بینید ؟


این سوال شما یک نوع چالش دارد. در درجه اول باید برای همه همکاران احترام قائل شد، اما رسانه ها و نمایندگان رسانه وقتی ضعیف باشند، آن وقت به روابط عمومی هیات های ورزشی و ادارات کل ورزش و جوانان تبدیل می شوند. آن وقت است که از مسیر اصلی دور می شوند.متاسفانه نه فقط در استان کردستان بلکه در دیگر نقاط کشور هم شاهد خبرنگاران کارت هدیه ای هستیم. 


**چرا مطبوعات کردستان، رسانه توسعه نیست؟ مقصر مسولانند یا خود فعالان ؟!


ببینید این سوال شما را نمی شود که در این گفت و گو پاسخ داد. استان کردستان هنوز یک استان توسعه نیافته است. مطمئنا رسانه هایش هم نمی تواند رسانه های توسعه باشند. شما از هزینه های کاغذ و چاپ بگیر تا هزینه های سرور و تولید محتوا، اینها باید تامین شود. اسپانسری باید وجود داشته باشد. حالا باز هم حضور اسپانسر هم مقدماتی دارد که در منطقه کردستان زمینه اش فراهم نیست.مسئولان اگر بخواهند رسانه ایجاد کنند که اجازه انتقاد نمی دهند، فعالان هم اگر نخواهند وابسته باشند، محکوم به شکست و نابودی اند. اینور قضیه را هم باید نگاه کنید، آیا رسانه های استان واقعا مخاطب دارند ؟فروش دارند؟ تیراژ دارند؟ یارانه وزارت ارشاد دخل و خرجشان را اوکی می کند؟ مخاطبان آیا هفته نامه ها را می خرند برای خواندن یا برای آگاهی پیدا کردن از آگهی استخدام؟ گفتم الان موج جدیدی از اطلاع رسانی با شهروند خبرنگارها به راه افتاده است که فعالان را آچمز کرده است.


**در حال حاضر شما موفق ترین روزنامه نگار و ورزشی نویس نسل نو کردستان هستید. آیا تاکنون مسئولان عالی رتبه استان و متولیان حوزه رسانه از شما بابت حضور در سطح اول رسانه ای کشور تقدیری داشته اند و یا اقدامی برای بهره مندی از تجربیات حضرت عالی به عمل آورده اند؟


نظر لطف شماست. من به دنبال تقدیر و تشکر هیچ مقامی نبوده و نیستم و نخواهم بود. تا این لحظه که در حال صحبت کردن با شما هستم تماسی با من برای کارهایی که شما گفتید گرفته نشده است.


**اخیرا ً کتابی با عنوان ورزشی نویسان کرد زبان دنیا در اربیل کردستان عراق رونمایی شد و از حضرتعالی هم به عنوان یکی از ورزشی نویسان برتر کرد زبان دنیا نام برده شده است . آیا برنامه ای در خصوص گسترش فعالیت های رسانه ای خویش به زبان کردی و برای مخاطبان کرد زبان دارید؟


خیلی دوست دارم این کتاب را ببینم و با دیگر ورزشی نویسان کرد بیشتر آشنا شوم. درباره داشتن برنامه هم باید بگویم که این کار یک کار بزرگ است و در حرف و ادعا نمی گنجد. باید شرایط را سنجید. به نظرم بهتر است بچه های ورزشی نویس استان کردستان برای پوشش اخبار ورزشی غرب کشور و مناطق کرد نشین ایران برنامه ریزی کنند و یک شبکه اجتماعی و رسانه ای قوی تشکیل دهند. الان در رسانه های استان کردستان، اخبار حضور بازیکنان شاغل در لیگ برتر فوتبال و دیگر ورزشکاران در خارج از استان پوشش ویژه ای داده می شود. درداخل استان هم می شود یک فرایند تعریف کرد و پوشش اخبار را بهتر کرد.

**در روزهایی که گذشت، سوژه داغ محافل خبری بودی، چیا فوادی به عنوان اولین خبرنگار کرد همراه با کارلوس کی روش و کاپیتان تیم ملی فوتبال به مقر فیفا جهت انتخاب برترین های سال 2016 میلادی دعوت شد، از این انتخاب و افتخار بزرگ برایمان بگو...


من خودم هم هنوز نمی دانم که فیفا به چه دلیل برای رای دادن به بهترین های فوتبال جهان انتخابم کرده و از این بابت خوشحالم.اگر هم به سوئیس بروم از بخش رسانه ای فیفا حتما این مورد را می پرسم(می خندد) در اخبار مطمئنا خوانده اید که فیفا از کشورهای برگزیده اش 5 نفر را برای رای دادن به بهترین های فوتبال جهان انتخاب می کند. سرمربی تیم ملی بزرگسالان مرد، کاپیتان تیم ملی بزرگسالان مرد، سرمربی و کاپیتان تیم ملی بزرگسالان بانوان و یک روزنامه نگار برگزیده ورزشی که این افتخار نصیب من شد تا انتخاب بشوم و رای بدهم. اینکه در مراسم کارلوس کی روش حضور دارد یا نه را هنوز نمی دانم. چون مراسم 20 دی ماه برگزار می شود. من هم خودم مشغول کارهای سفارت هستم و باید ببینیم سوئیس به ما ویزا می دهد یا نه(می خندد) نداد از طریق تلویزیون مراسم را نگاه می کنیم!


**من این سوال را از شما به عنوان یک صاحب رسانه می‌پرسم. رسانه شما از کی‌روش به عنوان یک جریان فوتبالی حمایت می‌کند؟


نه، ما حامی هیچ کس نیستم، نه کی روش و نه هیچ مربی دیگری. امسال در چند مقطع هم از کی روش انتقاد کردیم. در ماجراهای مختلف اما شما ببنید که تیم ملی در رنکینگ فیفا اول است و آمار فوق العاده ای در نباختن و گل نخوردن دارد. این بخش آماری است که روزنامه نگاران ورزشی و برخی کارشناسان روی آن مانورمی دهند و آنهایی که مخالف کی روش هستند می گویند که با سبک بازی کی روش مخالفند و عقیده دارند در آینده اگر کی روش برود تیم ملی به مشکل می خورد.


**آقای فوادی! شما حامی کارلوس کی‌روش هستید؟


کی روش توانسته کارهای مهمی در فوتبال ایران بکند. اینکه متوجه شده فوتبال ایران ودر کل ورزش ایران مدیر ندارد و خودش باید مدیر باشد. اتفاقا یکی از دلایل موفقیت کی روش همین است که خودش دارد مدیریت می کند. کی روش با تیم ملی هنوز جام نیاورده اما اگر بتواند برای دومین بار متوالی ایران را به جام جهانی ببرد و در جام جهانی از تیم از گروهش صعود کند، آن وقت دیگر مخالفانش هم حامی اش می شوند.من حامی هیچ مربی نیستم اما می دانم در هرحال حاضر حضور کی روش به نفع فوتبال ایران است و مطمئن هم هستم که تیم ملی با کی روش موفق به صعود دوباره به جام جهانی می شود.


**با توجه به شناخت جنابعالی از سطح اول فوتبال کشور ، چرا استان کردستان با توجه به داشتن استعداد های فراوان تا به امروز موفق نشده نماینده ای را در لیگ برتر یا لیگ یک فوتبال کشور داشته باشد ؟ شما دلیل این ضعف بزرگ را چه می بینید ؟ آیا راهکار یا پیشنهادی برای تغییر وضعیت کنونی فوتبال استان دارید؟


باید بخش خصوصی و دولتی استان وارد کار شوند. وگرنه وضعیت همینی است که می بینید. سالهاست استان کردستان در حسرت یک تیم دسته دومی است. تیمداری حتی در دسته های دوم و سه هم پول می خواهد. وقتی پول نباشد، اسپانسر نباشد، حمایت نباشد، وضعیت فوتبال استان کردستان بدتر از قبل هم می شود.


در حال حاضر بازیکنان مطرحی از خطه کردستان همچون وریا غفوری ، زبیر نیک نفس ، پویا سیف پناهی و ... در سطح اول فوتبال ایران مشغول بازی هستند . باتوجه به ارتباطت با این بازیکنان و همچنین به عنوان کسی که شناخت حرفه ای از فوتبال دارید، آیا به آنها در انتخاب تیم ها و نحوه قراردادهایشان مشاوره داده ای ؟ چقدر خوشبین هستی به موفقیت این افراد و همچنین حضور چهره های جدید در سطح فوتبال کشور


نه من هیچ مشاوره ای به هیچ کدام از این دوستان ندادم. با هم تماس داریم اما نه در این سطوح.فکر کنم که همه این دوستان در حال حاضر مدیر برنامه دارند و کارهایشان را مدیر برنامه هایشان انجام می دهد.براداران نیک نفس هم که ماشالله ژن فوتبال در خون همه آنهاست و همه فوتبالیستهای قابلی هستند.


**مدیر برنامه هایشان کرد هستند؟


فکر نمی کنم کرد باشند. ما مدیربرنامه کرد و کارگزار کرد ایرانی در نقل و انتقالات نداریم.اما هر سه نفر بازیکنان خوب و با کیفیتی هستند و به نظرم زبیر نیک نفس آینده درخشانی دارد و حتی می تواند در استقلال و پرسپولیس بازی کند و به تیم ملی هم برسد. وریا هم که فقط مانده افتخار حضور در جام جهانی را در کارنامه اش داشته باشد و پویا سیف پناهی هم یکی از خوبهای تیم صبای قم است.


**افرادی مانند دکتر بیژن ذوالفقارنسب، عبدالله عزیزی، جمشید خیرآبادی، لطف الله نسب ها و ... جزء سرمایه های ورزشی کردستان محسوب میشوند، به نظر شما حضور این افراد تا چه حدی توانسته و یا می توانند نقش موثری در ارتقاء سطح کیفی ورزش استان و کشف و معرفی استعدادهای ورزشی داشته باشد؟ 


همه اینها وزنه هستند و مطمئنا می توانند در راضی کردن حضور بخش خصوصی، دولتی و یا اسپانسرها در ورزش موثر باشند. همه در حال زحمت کشیدن هستند. تاسیس آکادمی ها و آموزش نونهالان و نوجوانان کارهای خوبی است که این عزیزان شروع کرده اند و اگر ادامه دار و برنامه دار باشند، درآینده کردستان حرفهای بیشتری در ورزش کشور خواهد داشت. هر چند که دکتر بیژن چند سالی است که اقدام به تاسیس آکادمی کرده اما دیگر دوستان، سالهاست در حال آموزش هستند. آکادمی دکتر بیژن هم آنطور که من عکسهایش را دیده ام، آکادمی بسیار خوبی است و امیدوارم که از دلش وریا غفوری ها و نیک نفس ها و شکوه مقام ها و سیف پناهی ها بیرون بیایند.


**به نظر شما برگزاری کارگاه های رسانهای تا چه حد میتواند برای خبرنگاران فعال در کردستان موثر باشد و اگر شرایطی مهیا شود آیا حاضرید تجربیات خودرا در قالب یک کارگاه آموزشی در اختیار ورزشی نویسان استان قراردهید؟


کارگاهها خیلی می تواند کمک کند. ما یک بار تجربه برگزاری کارگاه داشتیم در سنندج که با استقبال خوبی هم مواجه شد. من حاضرم بارها و بارها تجربیاتم را در قالب کارگاهها در اختیار همشهریان و هم زبانانم قرار دهم.

 

مصاحبه: زانیار دلیری

انتهای پیام/

Navayeabidar Telegram Channel


برچسب هـا :

چیا فوادی خبرنگار ورزشی برنامه نود ورزش کُردستان

نظرات بینندگان :

      اولین نفری باشید که در مورد این مطلب نظر می دهید!

نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت نوای آبیدر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

-->