• نوای مردم، برای مردم
  • About People and For People
  • اولین سایت خبری مستقل شهرستان سنندج
  • Navayeabidar Local News Portal
تاریخ انتشار : چهارشنبه 27 دی 1396 / 08:57   کد خبر : 2964   گروه : اجتماعی

28 دیماه 65، روز مظلومیت مردم سنندج/شکایت قربانیان از عراق در دادگاه بین المللی

ماهنامه فرهنگی اجتماعی کورده واری در یکی از شماه‌های خود در قالب گزارشی خبری به تشریح فجایع بمباران 28 دی ماه سال 65 سنندج توسط هواپیماهای عراقی پرداخته است.

ماهنامه فرهنگی اجتماعی کورده واری در یکی از شماه‌های خود در قالب گزارشی خبری به تشریح فجایع بمباران 28 دی ماه سال 65 سنندج توسط هواپیماهای عراقی پرداخته است.

در ادامه این گزارش آمده است: حمله به مناطق مسکونی یکی از برنامه های رژیم بعث عراق در راستای دلسرد کردن مردم برای حمایت از رزمندگان اسلام در زمان هشت سال دفاع مقدس بود و به همین دلیل مناطق مسکونی کردستان از جمله مناطق شهری و روستایی بارها مورد حمله جنگنده های رژیم بعث قرار گرفت و هزاران نفر از مردم این استان به دلیل این حملات شهید و زخمی شدند.


در روز 28 دی ماه سال 1365 در سنندج مثل دیگر روزهای سال مردم در میان سرمای سخت زمستان و برف بر زمین نشسته کار خود را آغاز کردند، ادارات سر ساعت مشغول خدمت رسانی به مردم شدند، صدای بچه ها در زنگ تفریح مدارس به گوش می رسید و همه چیز شهر رنگ و بوی عادی می داد.


عقربه های ساعت به 10 صبح رسیده بودند که به ناگاه دیوار صوتی شهر شکسته شد. فضای رعب و وحشت همه جا را فرا گرفت همه به گمان اینکه هواپیماها جنگی هستند و از آسمان این شهر عبور می کنند تاحدودی بی خیال از کنار موضوع عبور کردند و عده ای هم به دنبال پناهگاه بودند ولی این بار قضیه کمی فرق می کرد و پنج هواپیمای بمب افکن عراق در آسمان شهر سنندج هویدا شدند و دیوار صوتی شهر را شکستند.


هیچ کس فکرش را نمی کرد که این هواپیماهای بمب افکن قصد بمباران شهر و مناطق مسکونی را دارند. آژیرها نواخته شد و به یکباره صدای اولین انفجار به گوش رسید و آپارتمان های میدان شهرداری سنندج به خود لرزیدند و صدای ناله و شیون به آسمان رسید.


اولین بمب به شلوغ ترین منطقه مسکونی شهر سنندج برخورد کرد. آن روزها در این آپارتمان ها که امروز نیز هنوز یادگارهای جنگ را بر پیشانی خود دارند بالغ بر 600 خانوار زندگی می کردند. اولین بمب در یک آپارتمان مسکونی و در نزدیکی یک مدرسه ابتدایی فرود آمد و هنوز صدای انفجار اول به پایان نرسیده بود که صداهای بعدی هم شروع شد و این بار محله چهارباغ و بعد خیابان انقلاب و در نهایت خیابان های اکباتان و میدان لشکر هدف بمب افکن های رژیم بعث عراق قرار گرفتند.


این پایان راه نبود مثل اینکه هواپیماهای بعثی قصد داشتند سنندج را به خاک و خون بکشند زیرا به شلوغ ترین محله سنندج هم رحم نکردند و با بمباران محله 'پیرمحمد' باعث خلق یکی از فجیع ترین جنایت های بشری در تاریخ شدند و دست آخر هم به مجتمع مسکونی لشکر واقع در پادگان سنندج یورش برده و آنجا را با خاک یکسان کردند.


سکوت و آرامش شهر شکست و 18 نقطه سنندج در فاصله کمتر از پنج دقیقه توسط پنج بمب افکن های رژیم بعث عراق مورد حمله ناجوانمردانه قرار گرفت که هنوز هم آثار آن در کوچه پس کوچه های شهر خودنمایی می کند.


خانواده ای شش نفره در منزل خود به خون غلتیدند و امروز تنها باقی مانده آن جمع یعنی پدرشان هنوز هم وقتی اسم 28 دی ماه به گوشش می خورد اشک از چشمانش سرازیر می شود و تنها کار زندگی اش سرزدن به بهشت محمدی سنندج و دیدار با اعضای در خاک خفته خانواده اش است.


در آن روز افراد زیادی تمامی اعضای خانواده را از دست دادند و بسیاری دیگر از اعضای خانوده های سنندجی نیز هنوز از جراحات وارده در بستر بیماری اند و همچنان باید با معلولیت روزها را سپری کنند و در حالی که 29 سال از این جنایت بشری می گذرد ولی همچنان یادگارهای این جنایت در شهر سنندج خودنمایی می کند و هستند خانواده های بسیاری که دغدار شهادت عزیزان خود بوده و یا افراد دیگری که هنوز به دلیل جراحت های این بمباران با مشکلات خود دست و پنجه نرم می کنند.


روز 28 دی ماه یکی از روزهای دردناک برای مردم شهری است که در زمان جنگ تحمیلی هم شهدای زیادی را تقدیم نظام مقدس جمهوری اسلامی کردند، این حادثه را باید جز فجیع ترین جنایتهای بشری نامید چرا که باعث مرگ کودکان و زنان و جوانانی شد که بی گناه به شهادت رسیدند.


استان کردستان در جریان جنگ هشت ساله بارها این اقدامات فجیع را به چشم دید، بمباران 15 خرداد 64 شهر بانه نیز در نوع خود یک فاجعه واقعی بود که هرگز در جریان محاکمه صدام حسین به آن اشاره ای نشد و صدها جنایت دیگر و یا بمباران های شیمایی مناطق مسکونی در شهرستان مریوان که هنوز بعد از گذشت سالها یادگارهای این جنایت ها خودنمایی می کند.


در جریان بمباران های مختلف مناطق مسکونی و در طول هشت سال جنگ تحمیلی این استان بالغ بر 935 شهید و بیش از 600 جانباز تقدیم انقلاب اسلامی کرده است و به رغم تمامی این موارد همچنان مردم کردستان با صلابت و اقتدار از نظام اسلامی و دستاوردهای آن دفاع کرده اند.


جنایت های صورت گرفته از سوی رژیم بعث عراق هیچ گاه از ذهن مردم پاک نمی شود و البته کردستانی ها که بارها از سوی صدام حسین مورد حمله قرار گرفتند نیز جنایت های ضد بشری رژیم بعث را برای همیشه در خاطر دارند.


هر چند که شاید امروز با گذشت زمان، اندکی از زخم های آن زمان التیام یافته باشد ولی هنوز کوچه پس کوچه های شهر سنندج صدای ضجه مادران و در خون غلتیدن جوانان در روز 28 دی ماه را از یاد نبرده است و همچنان یادگارهای آن روز سنندج بر چهره شهر خودنمایی می کند.


هر چند که 28 دی ماه را روز مقاومت سنندج نامگذاری کرده اند ولی هیچ وقت برنامه ای مستند و یا اثری قابل دفاع از رشادت های مردان و زنان کرد به ویژه در این روز تهیه و تدوین نشده است و وقتی که با نسل جوان در خود شهر همکلام می شوید شمار زیادی از آنها حتی خبری از بمباران این شهر به دست رژیم بعث عراق به گوششان نخورده است.


ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه، زنده نگه داشتن یاد و خاطره همه شهیدان انقلاب اسلامی به ویژه افراد بی دفاعی که در بمباران های مناطق مسکونی به درجه رفیع شهادت نائل آمده اند از جمله رسالت های سازمان ها و نهادهای مسئولی است که انتظار می رود حداقل ضمن برگزاری مراسم ها و یادوارهای مناسب رشادت های این عزیزان برای همیشه در جامعه باقی بماند.


400شهید و زخمی در کمتر از شش دقیقه**
لیلا آژیر مدیرکل امور بانوان و خانواده استانداری کردستان و از شهروندان سنندجی است که قربانی این جنایت جنگی رژیم بعث عراق شده است و هم اکنون به همراه جمعی دیگر از قربانیان این فاجعه انسانی تصمیم گرفته اند برای بازتاب این جنایت جنگی و خارج کردن رسانه ها از سکوت در قبال این جنایت بشری و وادارکردن مسئولان عراقی برای عذرخواهی رسمی از مردم سنندج در دادگاه های بین المللی علیه رژیم عراق شکایت نمایند.


وی در گفت و گو با خبرنگار کورده واری اظهار داشت: هیچ یک از سنندجی ها در آن زمان فکر نمی کرد که عراق به آنجا حمله کند و بیشتر مردم فکر می کردند که تنها خرمشهر، آبادان و جبهه های جنوب در آماج حملات هواپیماهای عراقی هستند اما در آن روز شوم شاهد حملات وحشیانه هواپیماهای عراقی به مردم بی دفاع سنندج بودیم.


انگار بخشی از زندگی همه ما در جنگ خلاصه شده بود و در مدارس برای رزمندگان لباس و سایر اقلام را جمع آوری می کردیم و در صدا وسیما پس از پیروزی رزمندگان همه با شادمانی می پرداختیم.


هر چند مدتی بود که زمزمه هایی در بین مردم راه افتاده بود که شاید عراق همچون شهرهای جنوبی

کشور به سنندج هم حمله هوایی نماید اما بیشتر مردم بر این باور بودند که چون ایران در جنگ با عراق است پس هیچ نقطه ای در امان نخواهد بود.
یادم هست که مادرم می گفت که در هر جای دنیا باشید مرگ تقدیر است و اگر ما بخواهیم شهر را خالی کنیم آیا به منزله نوعی شکست در برابر عراقی ها نیست.


و من در خانه بودم ناگهان هواپیماهای عراقی دیوار سوتی شهر را شکستند و سنندج را زیر آماج حملات ددمنشانه خود قراردادند.


پس از شنیدن صدای بمباران به خیابان ها آمدیم و هر کسی به فکر نجات جان خویش بود و پناه گاه ها از مردم مملو شده بود.


انگار ضمیر ناخوداآگاه من بخشی از خاطره تلخ آن روز را به یاد نمی آورد اما وحشت زدگی مردم، دود و ویرانی هیچ گاه از یادم نمی رود.


در کوچه ها قیامت بود و همه مردم در جستجوی اعضای خانواده هایشان بودند.


ایام ماه مولود پیامبر(ص) بود و مادرم به همراه دیگر اقوام و آشنایان در محله چهارباغ در یک مراسم مولودی بودند که در آن روز مادرم به همراه سه تن از بانوان حاضر در این مراسم و چهار کودک معصوم و در آیینی که برای گرامیداشت یاد و نام رسول الله(ص) برگزار شده بود به شهادت رسیدند.


من هیچ گاه رنج از دست دادن مادرم را فراموش نمی کنم چرا که ایشان سرپرست خانوار بودند و همه ما به ایشان نیاز داشتیم و من نیز در شرایط ویژه سنی بودم که بیشترین نیاز را به مادرم داشتم.


آن حادثه مسیر زندگی و سرنوشت تعداد زیادی از مردم سنندج را عوض کرد چرا که در آن زمان جمعیت شهر سنندج بسیار کمتر از حالا بود و می توان گفت بمباران وحشیانه رژیم عراق همه سنندجی ها را داغدار کرد.


همواره به این مهم توجه می کنم که بین قربانیان بمباران 28 دی نقطه مشترکی وجود دارد.


بیشتر اوقات به این مهم توجه می کنم که چرا پس از این حادثه هیچ اقدامی نکردیم و صدا مظلومیت خودمان را به گوش جهانیان نرساندیم و سکوت رسانه های داخلی و خارجی را در خصوص این جنایت جنگی نشکستیم.


بغض در گلوی ما به سکوت تبدیل شده است و هنوز مبهوت این فاجعه هستیم.


مدام عراق در بخشی از رویاها و اذهان ما شکل گرفته و خشمی در دل ما نسبت به عراق وجود دارد.


روزی که تلویزیون نشان داد که صدام دستگیر شده است و همه ما نظاره گر به دارآویبخته شدن این جنایت کار بودیم در آن لحظه متأثر شدم و دوست داشتم از او بپرسم که چرا این جنگ نافرجام را به راه انداخت و صدها هزار نفر را به شهادت رساند و من و خانواده من و همه مردم سنندج در منطقه ای مسکونی چه تهدیدی برای او و مردم عراق بودیم.


باید به این مهم توجه کرد که مردم آلمان به دلیل جنایات هیتلر و رژیم نازی همچنان شرمسار همه قربانیان جنگ جهانی دوم هستند.


متاسفانه مردم و مسئولان عراقی با گذشت 29 سال از فاجعه بمباران 28 دی سنندج تاکنون هیچ عذرخواهی از مردم این شهر و قربانیان این حادثه نکرده اند و این فاجعه همچنان در سکوت رسانه ها و بی توجهی مردم و مسئولان عراقی به سر می برد.


باید به این توجه کرد که خانواده های بسیاری در این فاجعه داغدار شدند؛ برخی خانواده ها پنج نفر از اعضای خود را از دست دادند.


نخبگان دینی، علمی، ورزشی و فرهنگی بسیاری در این حادثه به شهادت رسیدند و یا مجروح شدند.


دولت عراق باید عذرخواهی کند از همه قربانیان این حادثه چرا که سرنوشت همه ما را عوض کرد و مسیر زندگی ما را تغییر داد.


چرا جهانیان این با این فاجعه آشنا نشوند چرا جهانیان هیروشیما و ناکازاکی را می شناسند و چرا سردشت و سنندج را نمی شناسند.


منکر این امر نیستیم که جمهوری اسلامی ایران برای کاهش آلام و داغ قربانیان بمباران 28 دی به آنان خدماتی را ارایه کرده است اما باید به این مهم توجه کرد که این خدمات از سوی دولت خودمان بوده است و تاکنون دولت متخاصم عراق هیچ عکس العملی حتی ابراز شرمندگی در این خصوص نداشته است.


شکایت از رژیم عراق در دادگاه بین المللی حق قانونی همه قربانیان است و بنده به عنوان یکی از قربانیان این فاجعه این مهم را پیگیری می کنم و امیدوارم رسانه ها، فعالان فرهنگی، اجتماعی و هنری در مسیر ثبت فاجعه 28 دی، بزرگداشت این مهم در دانشگاه ها و بازتاب این فاجعه در اذهان جهانی قدم بردارند.


خوشبختانه چند نفر از وکلای تراز اول کشوری و استانی نیز برای پیگیری این مهم اعلام آمادگی کرده اند و از همه آنان برای احساس مسئولیتشان تقدیر و تشکر می نمایم.
 

انتهای پیام/

Navayeabidar Telegram Channel


برچسب هـا :

28 دی ماه 65 مظلومیت مردم سنندج رژیم بعثی

نظرات بینندگان :

علی نزاد شنبه 9 بهمن 1395 | 22:23 پاسخ

وای چه روز تلخ و ناگواری بود.سی سال پیش در پادگان لشگر 28 کردستان مشغول آموزش نظامی بودم که یک اسکادران هواپیماهای جنگی میراژ عراق ساخت فرانسه در آسمان شهر زیبای سنندج ظاهر شد در ارتفاع بسیار بالا و با سرعتی کم ،زنان و مردان کودکان و پیران و مردم مظلوم هم وطن مهربان سنندج را به خاک و خون کشید. میشه گفت هر روز صدای آژیر حمله هوایی به صدا در می آمد و میگهای عراقی روی آسمان شهر به ویژه پادگان دیوار صوتی رو می شکستند و باعث شکسته شدن شیشه های ساختمانها می شد اما 28 دی ماه فاجعه ای دیگری بود خلبانان عراقی در نهایت شقاوت و بی رحمی طبق آخبار اون روز حدود1800 نفر(شهید و زخمی) را به خاک و خون کشیدن. دو روز بعد آز بمباران که به مرخصی شهری رفتیم در و دیوار خیابانهای سنندج پر شده بود آز اگهی ترحیم دلخراش کودکان و میانسالان و پیران .درود می فرستم به روح بزرگ آن عزیزان که مظلومانه به شهادت رسیدند

نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت نوای آبیدر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

-->