• نوای مردم، برای مردم
  • About People and For People
  • اولین سایت خبری مستقل شهرستان سنندج
  • Navayeabidar Local News Portal
تاریخ انتشار : سه شنبه 2 تیر 1394 / 10:45   کد خبر : 1148   گروه : اجتماعی
گزارش اختصاصی نوای آبیدر/

دستفروشان آدم‌هایی از جنس ما

چندین و چند سال است که هر کدام از ما در هر ساعت از روز و در هر زمان از سال که پای خود را به خیابان‎ها می‎گذاریم با قشری از جامعه روبرو می‎شویم که زندگی‎ آنها حکایتی دارد. آری آنان آدمهایی از جنس ما هستند.

چندین و چند سال است که هر کدام از ما در هر ساعت از روز و در هر زمان از سال که پای خود را به خیابان‎ها می‎گذاریم با قشری از جامعه روبرو می‎شویم که زندگی‎ آنها حکایتی دارد. آری آنان آدمهایی از جنس ما هستند.

به گزارش خبرنگار نوای آبیدر، دست فروشي، دوره‌گردي و كار كاذب، مهم نيست چه اسمي براي آنها كه صبح تا شب در خيابان‌ها پرسه مي‌زنند تا نان كار خودشان را بخورند، پيدا كنيم؛ مهم اين است كه سازماني مسووليت‌پذير پيدا شود تا به زندگي اين افراد سامان دهد.


معضل دست‌فروشي، معضلي است كه حتي در سازمان ملل متحدد هم قانوني برايش وضع نشده است؛ شغلي می‌باشد كه چون شغل نيست زير پوشش هيچ سازمان و وزارتخانه‌اي قرار نمي‌گيرد. در دنيا هزاران نفر به اين شغل كاذب مشغول‌اند؛ آنقدر كاذب كه حتي در هيچ سازمان آمارگيري خصوصي و غيرخصوصي نمي‌توان عددي صحيح براي تعداد آنها يافت. گاهي حتي به نظر مي‌آيد مسوولان هم نگراني در مورد ساماندهي وضعيت اين افراد ندارند.

 

انگار مردم عادي با خريد كردن از آنها به مسووليت خود بيشتر عمل مي‌كنند تا مسوولان اين سازمان و آن وزارتخانه. پياده نه، اگر مسوولان يك ثاثيه پشت چراغ قرمز 99 ثانيه‌اي خیابان پاسداران بايستند يا در ترافيك‌هاي نسبتاً سنگین غروب سنندج منتظر باشند، محال است با دست‌فروشان در سن‌ها و تيپ‌هاي مختلف برخورد نكرده باشند؛ آيا در آن ثانيه كه نگاهشان به نگاهتان مي‌رسد از خود پرسيده‌ايد كه بايد برايشان چه كنيد؟ آيا از خود پرسيده‌ايد كه مسووليت‌تان به عنوان يك مسوول چيست؟


آری، دستفروشی حکایتی است که نه برای دیروز است و نه به امروز ختم می‎شود، بلکه حکایت دستفروشی حکایتی است طول و دراز که از سالیان گذشته تاکنون ادامه داشته و به طور یقین در آینده هم ادامه خواهد داشت.


اما دستفروشی در شهر ما حکایتی دیگر دارد که دارای داستان‎های غم‎انگیز، تاسف‎بار و هشداردهنده است.


هم مردم و هم مسئولان از مشکلات و مسائل پیرامون دستفروشی اطلاع دارند اما چرا در شهر سنندج این معضل و مسئله‎ای که دارای حواشی فراوان است در حال رشد بی‎رویه و پرسرعت است؟


این رشد علاوه بر اینکه در طول سال وجود دارد اما در سه ماهه آخر سال به جایی می‎رسد که پیاده‎روهای شهر به بازارچه دستفروشان تبدیل می‎شود.

با یکی از این دست فروشان صحبت کوتاهی داشتم. حميد 24 سال دارد‌‌،‌ به سوال‌هايم پاسخ مي‌دهد به شرط اين‌كه نگويم، چه چيزي را دست‌فروشي مي‌كند،‌مي‌گويد: «پيدايم مي‌كنند». مي‌گويد: بعضی مردم، خوب و خوش‌اخلاق و با ادبند؛ اما بعضي بي‌ادب هستند. در ادامه می‌افزاید: آزاردهنده‌ترين مردم آنهايي هستند كه با ترحم به ما نگاه مي‌كنند. ‌هم‌سن و سالان من هيچ؛ ‌اما مردم نمي‌دانند اين نگاه چقدر آينده كودكان دست‌فروش را تباه‌تر مي‌كند.

 


دردل دلهای این جوان که با هزاران آرزو و امید همانند سایر جوانهای این شهر در حال امرار معاش است اما به راستی چرا در بعضی از نقاط شهر اینگونه اختلاف طبقاتی وجود داشته باشد که فلان نوجوان با ماشین 500 میلیونی گشت و گذار کند و این یکی محتاج نان شب؟ از این قضیه که بگذریم، در سالهای اخیر معضل دستفروشی و دوره گردی به مشکلی جدی برای شهر سنندج تبدیل شده است به گونه ای که در غروب و در حد فاصل میدان آزادی تا انقلاب بیشتر 200 دستفروش در کنار پیاده رو ها  مشغول به فروش انواع وسایل از دست نوشته و کیف دستی و اسباب بازی گرفته تا عینک دودی و قاپ موبایل و لباس و کیف و کفش که همگی به نسبت قیمت مغازه ها ارزان تر اما در عین حال از کیفیت پایین تری نیز برخوردارند.


در يكي از پياده‌روهاي سنندج، مرد میانسالی ساله‌اي ايستاده است، مي‌گويد: من حرف نمي‌زنم،يكبار يكي حرف زده بود و به دنبال آن 41 روز سد معبر اینجا ايستاده بود و نمي‌شد بساط پهن كرد. ادامه می‌دهد: نبايد حرف زد، حرف زدن براي ما يعني 41 روز بي‌پولي،‌ من يك روز كار نكنم شب گرسنه مي‌مانم و نمي‌توانم پسرم را گرسنه ببينم.

 

 

او مي‌گويد: حرف نمي‌زنم،‌اما سفره دلش باز مي‌شود. از مردم مي‌گويد كه روي بساطش راه مي‌روند؛ از آن‌هايي که چانه مي‌زنند. از وعده‌هايي حرف مي‌زند كه هيچ وقت عملي نشده است؛ دادن يك دكه یا‌ بيمه. از سد معبر‏‏، ‎‎‏گله می‌کند و می‌خواهد که چیزی ننویسم. مي‌گويم: من كه چيزي در دستم نيست،‌مي‌گويد: پس ضبط هم نكن.


نگاهی به بند نخست ماده 55 قانون شهرداری مصوب 1334 ،بیاندازیم: طبق این ماده به شهرداری تکلیف شده است که با هرگونه سدمعبری برخورد کند، بر این اساس نیازی نیست که حتما سدکننده معبر مجرم باشد. سدمعبر طبق قانون خود تخلف محسوب و شایسته برخورد به شیوه جمع موانع سد کننده برای رفع این مشکل است. بر اساس آن شهرداری به عنوان رفع کننده سد معابر معرفی شده است اما اجازه دفع سد معبر را ندارد.


اما سوال اینجاست که آیا جمع آوری این دستفروشان گره از مشکلات عدیده آنها حل می کند؟ آیا برخورد قاطع و قانونی با آنها و روانه ساختن آنها به شهری که حتی یک شهرک صنعتی و یا چندین کارخانه در آن وجود ندارد، راهی بجز رفتن در مسیر های غیر قانونی و خلاف را برای آنها باقی می گذارد؟


انتهای پیام/

Navayeabidar Telegram Channel


برچسب هـا :

دستفروشی، فقر، کردستان معابر سنندج معضل

نظرات بینندگان :

نام سه شنبه 2 تیر 1394 | 11:25 پاسخ

دس خوش

نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیریت نوای آبیدر در وب سایت منتشر خواهد شد.
پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

-->